کسب و کارها در نبود اینترنت چه روزهایی را می گذرانند؟

کسب و کارها در نبود اینترنت چه روزهایی را می گذرانند؟ به گزارش سئو سی، در دل بحران هایی که جنگ تحمیلی به وجود آورده است قطع اینترنت و رکود ناگهانی فضای آنلاین می تواند مشکلات را افزایش دهد. جایی که هر دقیقه بی اتصالی زنجیره ای از توقف فروش، سردرگمی مشتریان و تصمیم های سخت مدیریتی را به دنبال دارد؛ تصمیم هایی که در نهایت به کوچک تر شدن تیم ها و از دست رفتن موقعیت های شغلی ختم می شود. کارشناسان اعتقاد دارند که در این میان کسب وکارهای کوچک و خانگی بیشترین لطمه را در این زمان از قطع اینترنت دیده اند.


به گزارش سئو سی به نقل از خبر آنلاین، به نقل از دنیای اقتصاد، در روزهایی که تنش بالا می گیرد و بحران ها شدت پیدا می کند قطع یا محدود شدن اینترنت به یکی از نخستین واکنش های مدیریتی تبدیل می شود؛ تصمیمی که شاید در ظاهر جنبه امنیتی داشته باشد، اما در عمل جریان عادی زندگی و اقتصاد دیجیتال را مختل می کند. کسب وکارهای آنلاین که تمام بنیان آنها روی ارتباط، اعتماد و دسترسی پایدار بنا شده است بیشتر از هر بخش دیگری طعم این تنش را می چشند. وقتی اینترنت از دسترس خارج می شود، همه چیز تقریباً یک شبه تغییر می کند. فروشگاه های اینترنتی ناگهان با سکوت صفحه سفارش ها مواجه می شوند، پرداخت ها مختل می شود، پروژه ها نیمه کاره می ماند و تیم ها در شرایطی پر از استرس و بلاتکلیفی تلاش می کنند اوضاع را سر پا نگه دارند. اگر این اختلال ها کوتاه باشد شاید با کمی افت فروش و فشار روانی بتوان از آن عبور کرد. اما وقتی قطع اینترنت به یک روند تکراری یا طولانی تبدیل می شود دیگر فقط یک اختلال نیست؛ تهدیدی است برای مدل کسب و کار. پیش بینی پذیری از بین می رود و مدیران مجبور می شوند در مورد کاهش هزینه ها، کوچک کردن تیم ها یا متوقف کردن طرح های توسعه ای تصمیم های سخت بگیرند.
در کنار اینها فضای جنگ و بی ثباتی هم تاثیر عمیقی بر رفتار مردم و سرمایه گذاران دارد. سرمایه گذارها ریسک گریزتر می شوند، تصمیمات مالی کندتر گرفته می شود و جریان سرمایه به سوی حوزه هایی می رود که احتمال ضربه خوردن آنها کمتر است. از طرف دیگر کاربران هم اولویت هایشان تغییر می کند؛ خریدهای غیرضروری کمتر و توجه شان بیشتر به نیازهای ضروری معطوف می شود. این تغییر رفتار به ویژه برای استارت آپ هایی که هنوز به یک درآمد پایدار نرسیده اند فشار مضاعف بوجود می آورد. آنها بین کمبود سرمایه و کاهش فروش گیر می افتند و طبیعی است که نخستین تبعات آن روی منابع انسانی دیده شود.
تعدیل نیرو در چنین شرایطی فقط یک اقدام اقتصادی نیست؛ یک بحران انسانی و سازمانی است. مدیران با یکی از سخت ترین تصمیم های کاری خود مواجه می شوند؛ نجات کسب و کار با کوچک کردن تیم یا ادامه دادن با ظرفیت کامل و پذیرش خطر سقوط مالی در آینده. نیروهایی که تعدیل می شوند ناگهان در بازاری پر از نااطمینانی قرار می گیرند و آنهائی که می مانند با نگرانی و کاهش انگیزه دست وپنجه نرم می کنند. نتیجه چیزی فراتر از یک مشکل مقطعی است؛ پیامدی است که می تواند سال ها بر اکوسیستم دیجیتال اثر بگذارد و سبب مهاجرت نیروهای متخصص یا ریزش استعدادهای باارزش شود. حال تعداد نیروهای تعدیل شده بگفته غلامحسین محمدی، معاون وزیر کار بطور مستقیم، منجر به بیکاری یک میلیون نفر و غیرمستقیم دو میلیون نفر شده است؛ ماجرایی که بنظر می رسد در عرصه اقتصاد دیجیتال باتوجه به قطعی اینترنت پررنگ تر خویش را نشان داده است. در این مورد نیز اخبار از تعدیل نیرو مربوط به استارت آپ های بزرگ هم حکایت دارد.
مرثیه ای در نبود گوگل روابط عمومی یکی از کسب و کارهای حوزه فروش آنلاین در رابطه با تجربه این استارت آپ در دوره نبود اینترنت اعتقاد دارد که کسب وکارهای داخلی تا حدی به وضعیت قبلی بازگشته اند، اما حقیقت اینست که بخش قابل توجهی از ورودی این کسب وکارها حتی آن هایی که در اینترنت داخلی نیز فعال بودند از راه گوگل تامین می شد. با از دسترس خارج شدن گوگل این منبع ورودی در عمل از بین رفته بود. در ایام اخیر سرویسهای گوگل تا حدی پایدار شده و برای قسمتی از کاربران باردیگر قابل استفاده می باشد. این در حالیست که خیلی از کسب وکارها سال ها روی وبسایت و صفحات مختلف خود کار کرده بودند و با قطع دسترسی به گوگل در عمل بخش مهمی از کارکرد خویش را از دست دادند. از طرف دیگر ابزارهایی که این کسب وکارها برای کارهای خود استفاده می کردند نیز با اختلال روبرو شدند. خیلی از این ابزارها مبتنی بر اینترنت جهانی هستند و بدون دسترسی به آن قابل استفاده نیستند؛ ابزارهایی مانند سرویسهای تحلیلی گوگل و سایر خدمات مشابه که در طول این مدت در عمل از کار افتاده بودند. علاوه بر این ارتباط کسب وکارها با کاربران و مخاطبانشان نیز به شدت محدود شد.
وی همینطور می گوید رسانه های اجتماعی کسب وکارها فعال نبودند و حتی برای مدت طولانی امکان ارسال پیامک و اطلاع رسانی به مشتریان نیز وجود نداشت. به علت برخی محدودیت ها این کانال های ارتباطی نیز در عمل از دسترس خارج شده بودند. در مجموع اگر بخواهیم دسته بندی نماییم چند عامل اصلی سبب کاهش شدید فروش شد. از یک سو رفتار مصرف کنندگان تغییر کرد؛ خیلی از افراد در وضعیت بقا قرار گرفته بودند و اگر خریدی هم انجام می دادند عموما در راستای رفع نیازهای ضروری بود. بعنوان مثال خرید کالاهایی مانند پوشاک یا موبایل کاهش پیدا کرد و در عوض اقلامی مانند مواد غذایی کنسروی، تن ماهی، پاوربانک، موتور برق و سایر کالاهای در رابطه با نیازهای حیاتی افزایش پیدا کرد. ازاین رو باآنکه خرید بطور کامل متوقف نشد، اما الگوی مصرف به شدت تغییر نمود.
کسب و کارهای آنلاین نتیجه تمام این شرایط را تعدیل نیرو می دانند. این استارت آپ ها باور دارند قسمتی از این تعدیل نیرو به شرایط جنگی مربوط می شود، اما این تنها عامل نیست و سهم کوچکی دارد. اگر بخواهیم کلی تر نگاه نماییم خیلی از کسب وکارها با شرایط مشابهی روبرو شدند. بعنوان مثال شرکت هایی که در عرصه فروش بلیت هواپیما، قطار و اتوبوس فعالیت داشتند به علت توقف کامل پروازها و اختلال در حمل و نقل در عمل به نقطه صفر رسیدند. بخش دیگر مسئله به چشم انداز مبهم اقتصادی مربوط می شود. دشواری در واردات کالا، کمبود مواد اولیه و سایر محدودیت ها، شرایطی بوجود آورده است که آینده اقتصادی به سادگی قابل پیش بینی نیست. این مورد تاثیر قابل توجهی بر تصمیم گیری کسب وکارها گذاشته است. ازاین رو همه این تحولات صرفاً به دوره کوتاه جنگ محدود نمی گردد، بلکه تا حد زیادی ناشی از عدم اطمینان نسبت به آینده اقتصادیست.
کارشناسان باور دارند نبود اینترنت در طول این مدت صرفاً به معنای کاهش فروش نبود، بلکه در عمل کانال های دیده شدن نیز از بین رفت. خیلی از کسب وکارها دیگر نتوانستند با مشتریان خود ارتباط برقرار کنند، سفارش ثبت کنند یا خدمات بعد از فروش عرضه کنند. از طرف دیگر هزینه ها مانند حقوق، اجاره، لجستیک و سایر هزینه ها بازهم پابرجا ماند، درحالی که درآمد به شدت کم شد. بخش مهم تر ماجرا نیز از دست رفتن فرصت ها و به اصطلاح عدم النفع بود؛ به این معنا که برخی مشتریان از دست رفتند و دیگر بازنگشتند. در چنین فضایی طبیعی است که سطح اعتماد مشتریان نیز صدمه ببیند و احتمالاً کمتر بتوانند به کسب وکارها اعتماد کنند.
رضا الفت نسب، رئیس اتحادیه کسب و کارهای مجازی در این زمینه می گوید: «شرایط از اسفندماه و با شروع جنگ وارد مرحله جدیدی شد. البته قبل از آن نیز در دیماه اتفاقاتی رخداده بود و حتی قبل تر با مسائلی همچون قطعی برق و اختلال در BTSها و اینترنت مواجه بودیم. همین طور قبل از همه این هاجنگ ۱۲روزه سال ۱۴۰۴ نیز وجود داشت. در مجموع سال ۱۴۰۴ سالی با شرایط خیلی پیچیده و غیرعادی برای کسب وکارها بود.» الفت نسب نیز نتیجه این شرایط را در نهایت تعدیل نیرویی می داند که حالا در گسترده ترین حالت خود بخصوص در میان کسب و کارهای حوزه اقتصاد دیجیتال در جریان است. رئیس اتحادیه کسب و کارهای مجازی در این زمینه به «دنیای اقتصاد» می گوید: «اگر بخواهیم تعدیل نیرو را بررسی نماییم میتوان اظهار داشت که این روند در طول سال قبل به شکل تدریجی و تا حد زیادی پنهان رخداده است. در ابتدا در بعضی شرکتها اضافه کاری ها حذف شد. سپس قراردادهای پروژه ای تمدید نشد و بتدریج با مشکل تر شدن شرایط قسمتی از نیروها تعدیل شدند. اکنون با طولانی تر شدن جنگ و شکننده بودن آتش بس شرایط حتی نسبت به گذشته نیز دشوارتر شده است.»
قربانیان اصلی قطع شبکه البته برخی دیگر از کارشناسان باور دارند اکنون و در وضعیت فعلی وضعیت کسب وکارهای بزرگ آنلاین و کسب وکارهای کوچک آنلاین در حوزه تعدیل نیرو تفاوت های اساسی با یکدیگر دارد. نیما نامداری، فعال حوزه استارت آپی، در این زمینه می گوید که درباب کسب وکارهای بزرگ آنلاین سه شوک اصلی منجر به تعدیل نیرو شده اند. در این بین تعدیل نیرو بیشتر بعنوان چاره ای برای مدیریت مسئله نقدینگی به کار گرفته شده است. بنابراین، اینترنت را نمی توان تنها عامل یا حتی مهم ترین عامل در این مورد دانست؛ بلکه شرایط نامساعد اقتصادی نقش اصلی را ایفا می کند و اینترنت تنها یکی از اجزای این وضعیت است. همین طور افزایش شدید و سریع حقوق و دستمزدها در پایان سال قبل نیز از دیگر عوامل موثر بوده است.
او اعتقاد دارد که در مقابل وضعیت در کسب وکارهای کوچک آنلاین کاملا متفاوت می باشد. این کسب وکارها عمدتا خانوادگی و در مقیاس یک تا سه نفره هستند و وابستگی خیلی شدیدی به اینترنت بخصوص اینترنت بین المللی دارند. درحالی که خیلی از کسب وکارهای بزرگ می توانند تا حدی از زیرساخت های اینترنت داخلی بهره گیرند. بعنوان مثال وبسایت های آنها فعال می ماند یا دیتاسنترهایشان در داخل کشور قرار دارد و می توانند سطحی از فعالیت را ادامه دهند. کسب وکارهای کوچک چنین امکانی ندارند. بطور مثال اشخاصی که از راه اینستاگرام به فروش کالا مشغول بوده اند، صاحبان فروشگاه هایی که محصولات خویش را در این بستر تبلیغ می کرده اند یا اشخاصی که اقامت گاه های خویش را از راه رسانه های اجتماعی خارجی معرفی و مشتری جذب می کرده اند همگی به شدت وابسته به اینترنت بین الملل بوده اند.
همین طور آنهایی که در عرصه دراپ شیپینگ فعالیت داشتند و از خارج از کشور کالا تامین می کردند یا اشخاصی که از ابزارهایی مانند زوم و گوگل میت برای آموزش آنلاین استفاده می کردند یا مشاورانی که خدمات خویش را از راه پلت فرم های ویدیویی عرضه می دادند و نیز فریلنسرهای فعال در عرصه دیجیتال مارکتینگ که به کسب وکارهای دیگر مشاوره می دادند همگی به اینترنت بین المللی وابسته بوده اند. بنابراین با قطع یا محدودیت این دسترسی در عمل ابزار اصلی فعالیت خویش را از دست داده اند. هرچند قسمتی از این کسب وکارها به پلت فرم های داخلی مهاجرت کرده اند، اما باید توجه داشت که کارکرد این پلت فرم ها با رسانه های اجتماعی مانند اینستاگرام یا تلگرام متفاوت می باشد.
نامداری همین طور در ادامه توضیح می دهد که کسب وکارهای بزرگ معمولاً تلاش می کنند هسته اصلی نیروی انسانی خویش را حفظ کنند و در مجموع بعید بنظر می رسد میزان تعدیل نیرو در این بخش از حدود ۱۵ تا ۲۵ درصد فراتر رفته باشد؛ هرچند ممکنست در بعضی موارد استثناهایی وجود داشته باشد. همین طور این شرکتها به علت ساختار رسمی تر معمولاً مزایایی مانند بیمه، سنوات و بسته های حمایتی هنگام قطع همکاری عرضه می دهند که به صورتی نقش «چتر نجات» را برای کارکنان ایفا می کند. علاوه بر این کارکنان آنها اغلب تحت پوشش بیمه تامین اجتماعی هستند و امکان دریافت بیمه بیکاری را دارند. در مقابل کسب وکارهای کوچک، خانگی و فردی از چنین حمایت هایی برخوردار نیستند. خیلی از این افراد حتی تحت پوشش بیمه نیز قرار ندارند. بنابراین زمانیکه ابزار کسب درآمد خویش را از دست می دهند در عمل پشتوانه ای برای جبران این وضعیت ندارند و در اکثر موارد بدون پس انداز کافی نیز هستند. بنابراین بحران در این بخش خیلی عمیق تر است. از طرف دیگر بنظر می رسد تعداد افراد فعال در این عرصه نیز خیلی قابل توجه باشد. باآنکه آمار دقیقی در دست نیست، اما برمبنای اظهارات معاون وزیر رفاه حدود چهارمیلیون فریلنسر در ایران فعالیت می نمایند. همین طور طبق پیمایش های انجام شده حدود ۳۰ تا ۳۵ میلیون نفر از ایرانی ها بالای ۱۵ سال بطور روزمره از اینستاگرام استفاده می نمایند و بین ۱۵ تا ۲۰ درصد آنها از این پلت فرم برای کسب درآمد بهره می برند؛ یعنی حدود ۵ تا ۶ میلیون نفر.
با کنار هم قرار دادن این آمارها میتوان نتیجه گرفت که تعداد اشخاصی که به شکل خویش فرما و وابسته به اینترنت بین الملل فعالیت می نمایند احتمالاً بین ۳ تا ۶ میلیون نفر است. این افراد به شدت در معرض بحران قرار دارند، اما به علت آنکه وضعیت آنها تحت عنوان تعدیل نیرو ثبت نمی گردد، معمولاً در آمارهای رسمی نیز به سرعت دیده نمی شوند. درحالی که تعدیل در شرکت های بزرگ به سرعت رسانه ای می شود، مشکلات این گروه از افراد با تاخیر و معمولاً از راه آمارهای فصلی بیکاری آشکار می شود. بر این اساس بنظر می رسد ابعاد بحران اقتصادی در بخش کسب وکارهای کوچک، خانگی و فریلنسرها به مراتب گسترده تر و عمیق تر از تعدیل نیرو در شرکت های بزرگ است. بدین جهت تمرکز رسانه ها نیز شایسته است بیشتر از پیش به این بخش معطوف شود؛ هرچند این به معنای کم اهمیت بودن تعدیل نیرو در شرکت های بزرگ نیست، بلکه صرفاً نشان دهنده گستردگی و شدت بیشتر بحران در بخش های کمتر دیده شده اقتصاد است.


منبع:

1405/03/21
13:16:31
5.0 / 5
5
تگهای خبر: آموزش , آنلاین , اینترنت , تجربه
این مطلب سئوسی را می پسندید؟
(1)
(0)
تازه ترین مطالب مرتبط
نظرات بینندگان در مورد این مطلب
نظر شما در مورد این مطلب
نام:
ایمیل:
نظر:
سوال:
= ۱ بعلاوه ۳
SEOc
seoc.ir - حقوق مادی و معنوی سایت سئو سی محفوظ است

سئو سی

فناوری اطلاعات و سئو - سئوسی: دروازه ای به دنیای فناوری اطلاعات و بهینه سازی سایت